ایران یکی از معماران نظم جدید منطقهای است / از هرمز تا بابالمندب امنیت تجزیهپذیر نیست
- شناسه خبر: 52784
- تاریخ و زمان ارسال: 30 خرداد 1405 ساعت 10:54
- منبع: کلام تازه
- نویسنده: اتاق خبر کلام تازه

به گزارش کلام تازه، حسین امامیراد در این یادداشت با اشاره به جنگ تحمیلی اخیر علیه ایران نوشت: آمریکا و رژیم صهیونیستی این جنگ را با هدف تغییر حکومت، تجزیه کشور و تصاحب منابع نفتی ایران آغاز کردند و با ترکیب فشار نظامی، تحریم اقتصادی، عملیات روانی و بیثباتسازی داخلی تصور کردند میتوانند اراده ملت ایران را درهم بشکنند؛ اما ایستادگی مردم، رشادتهای نیروهای مسلح و تدابیر مؤثر رهبر معظم انقلاب و تمامی ارکان نظام، ورق را برگرداند.
وی در ادامه یادداشت خود افزود: نه تنها متجاوزان به اهداف خود نرسیدند، بلکه بسیاری از معادلات منطقهای نیز دستخوش تغییر شد.
این نماینده مجلس با بیان اینکه دشمنان عوامل مهمی را در محاسبات خود نادیده گرفتند، نوشت: روحیه شهادتطلبی رهبری انقلاب و فرماندهان عالی نظامی، انسجام اجتماعی، قدرت بازدارندگی نیروهای مسلح و ظرفیتهای راهبردی جمهوری اسلامی ایران، عواملی بودند که پروژه تغییر موازنه قدرت علیه ایران را به عاملی برای بازتعریف موازنه قدرت در منطقه تبدیل کرد.
منطقه در آستانه نظم امنیتی جدید
امامیراد با اشاره به تحولات جاری در غرب آسیا نوشت: امروز آنچه در این منطقه جریان دارد، بیش از آنکه مجموعهای از درگیریهای نظامی یا رفتوآمدهای دیپلماتیک باشد، نشانه ورود منطقه به مرحلهای جدید از بازتعریف موازنه قدرت و نظم امنیتی است.
وی رخدادهای مرتبط با لبنان، مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا، نقشآفرینی بازیگران منطقهای و تحولات پیرامون تنگه هرمز و بابالمندب را قطعات یک پازل بزرگتر دانست و نوشت: موضوع اصلی این تحولات نه صرفاً جنگ یا صلح، بلکه تعیین قواعد امنیتی و سیاسی آینده منطقه است.
آمریکا به دنبال جلوگیری از گسترش جنگ
نماینده چناران در یادداشت خود با اشاره به تلاش واشنگتن برای کنترل بحران نوشت: شواهد متعدد نشان میدهد که آمریکا بیش از هر چیز به دنبال جلوگیری از گسترش جنگ به یک درگیری تمامعیار منطقهای بوده است؛ جنگی که میتواند امنیت انرژی، اقتصاد جهانی و منافع آمریکا در منطقه را با چالشهای جدی مواجه سازد.
وی در ادامه نوشت: فشار افکار عمومی، هزینههای اقتصادی جنگ و ملاحظات سیاسی داخلی نیز، آمریکا را به سمت کنترل بحران و کاهش تنش ناگزیر ساخته است.
آتشبس شکننده به معنای پایان جنگ نیست
امامیراد در بخشی از یادداشت خود درباره آتشبسهای اخیر در منطقه نوشت: آتشبس شکننده شکلگرفته را نمیتوان به معنای پایان جنگ و برقراری صلح پایدار تلقی کرد. تجربه هفتهها و روزهای گذشته نشان داده است که ایالات متحده و رژیم صهیونیستی از یک سو از مذاکرات و کاهش تنش سخن میگویند و از سوی دیگر، با نقض توافقات، تشدید فشارها و تداوم اقدامات خصمانه، تلاش میکنند معادلات میدانی را به سود خود تغییر دهند.
وی حملات مکرر به لبنان توسط اسرائیل، تعرض به خاک ایران، استمرار محاصره اقتصادی و فشارهای سیاسی در نهادهای بینالمللی را نشانه پیشبرد راهبرد «مذاکره زیر آتش» از سوی طرف مقابل دانست و نوشت: چنین رفتاری نه با اصول جمهوری اسلامی و نه با منطق دیپلماسی سازگاری دارد و مؤثر نخواهد بود.
لبنان خط قرمز راهبردی ایران
این نماینده مجلس با تأکید بر جایگاه لبنان در نگاه راهبردی ایران نوشت: لبنان بخشی از معماری بازدارندگی منطقهای و یکی از ارکان ثبات در برابر سیاستهای توسعهطلبانه رژیم صهیونیستی محسوب میشود و حمایت از آن به عنوان یک متحد راهبردی، خط قرمزی است که جمهوری اسلامی از آن عدول نخواهد کرد.
امامیراد افزود: ایران از ابتدا تأکید داشت که هرگونه آتشبس یا توافق، باید همه جبههها بهویژه لبنان را دربرگیرد و توقف جنگ در لبنان را یکی از شروط اساسی هر تفاهم احتمالی با آمریکا میداند.
پاسخ ایران؛ پیامی راهبردی به دشمنان
وی در بخش دیگری از یادداشت خود درباره دلایل ورود فعالتر ایران به میدان نوشت: پاسخ ایران صرفاً یک اقدام نظامی نبود؛ بلکه پیامی راهبردی داشت مبنی بر اینکه لبنان خارج از معادلات امنیتی منطقه نیست و دشمن نمیتواند تصور کند که با اقدامات محدود اما مستمر، قواعد جدیدی را بر منطقه تحمیل خواهد کرد.
وحدت ساحات؛ از شعار تا واقعیت عملیاتی
امامیراد با تشریح مفهوم، وحدت ساحات نوشت: این مفهوم دیگر یک شعار سیاسی نیست، بلکه به یک واقعیت عملیاتی تبدیل شده است. واقعیتهای میدانی نشان داد که نمیتوان میان جبهههای مقاومت تفکیک ایجاد کرد.
وی افزود: امروز از تنگه هرمز تا بابالمندب، از خلیج فارس تا دریای سرخ، نظم جدیدی در حال شکلگیری است که بر این اصل استوار است که امنیت منطقه تجزیهپذیر نیست و هرگونه ماجراجویی علیه یکی از اجزای این منظومه، میتواند پیامدهایی فراتر از همان جغرافیا به دنبال داشته باشد.
نهادهای بینالمللی ابزار فشار سیاسی شدهاند
این نماینده مجلس در یادداشت خود با اشاره به تصویب قطعنامه اخیر در شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی نوشت: همزمانی این قطعنامه با تشدید فشارهای نظامی نشان میدهد که برخی نهادهای بینالمللی از مسیر حرفهای خود فاصله گرفته و به بخشی از سازوکار فشار سیاسی علیه جمهوری اسلامی ایران تبدیل شدهاند.
وی افزود: هنگامی که تأسیسات هستهای صلحآمیز یک کشور هدف حمله قرار میگیرد و به جای محکومیت متجاوز، فشارها متوجه قربانی تجاوز میشود، سخن گفتن از بیطرفی نهادهای بینالمللی بیشتر شبیه طنزی تلخ است.
امامیراد در عین حال تأکید کرد: جمهوری اسلامی ایران همواره نشان داده است که اهل منطق، گفتوگو و راهحلهای سیاسی است. آنچه ایران رد میکند، اصل مذاکره نیست؛ بلکه سوءاستفاده از دیپلماسی و نهادهای بینالمللی به عنوان ابزاری برای اعمال فشار است.
راهبرد ایران؛ نه ترک میدان، نه ترک دیپلماسی
نماینده مردم چناران، طرقبه شاندیز و گلبهار در بخش دیگری از یادداشت خود با تشریح راهبرد جمهوری اسلامی نوشت: راهبرد ایران بر یک اصل روشن استوار است؛ نه میدان را ترک میکنیم و نه دیپلماسی را. تجربه نشان داده است که میدان و دیپلماسی دو مسیر جداگانه نیستند، بلکه دو مؤلفه مکمل قدرت ملیاند.
وی افزود: قدرت دفاعی، امکان مذاکره از موضع اقتدار را فراهم میکند و دیپلماسی نیز دستاوردهای میدانی را به نتایج پایدار سیاسی تبدیل میسازد.
مذاکره شمشیرها
امامیراد با توصیف وضعیت کنونی منطقه به عنوان «مذاکره شمشیرها» نوشت: آنچه امروز در منطقه جریان دارد، وضعیتی است که در آن گفتوگو و قدرت سخت بهطور همزمان در حال اثرگذاری بر یکدیگر هستند. آمریکا تلاش میکند از طریق ترکیب مذاکرات دیپلماتیک و فشارهای میدانی به اهداف خود برسد، اما ایران نیز با تکیه بر حق ذاتی دفاع مشروع، ظرفیتهای بازدارندگی، عمق راهبردی منطقهای و اهرمهای ژئوپلیتیکی خود، نشان داده است که هم در میدان مقتدر است و هم در دیپلماسی مسلط.
وی در پایان یادداشت خود تأکید کرد: جمهوری اسلامی ایران از موضع اقتدار و ضمن دفاع از امنیت ملی و منافع راهبردی خود، یکی از معماران اصلی نظم جدید منطقهای خواهد بود؛ نظمی که در آن هیچ توافق پایداری بدون در نظر گرفتن واقعیتهای میدانی، امنیت جمعی منطقه و احترام متقابل میان کشورهای منطقه دوام نخواهد آورد.












