ورود چناران و گلبهار به باشگاه سمپاد کشور
- شناسه خبر: 49276
- تاریخ و زمان ارسال: ۳۱ شهریور ۱۴۰۴ ساعت ۱۳:۵۸
- منبع: کلام تازه
- نویسنده: اتاق خبر کلام تازه

به گزارش کلام تازه، در روزهایی که بحث عدالت آموزشی در صدر دغدغههای ملی قرار دارد، شهرهای چناران و گلبهار شاهد رخدادی هستند که میتواند نهتنها نظام آموزشی منطقه، بلکه ساختار فرصتهای شغلی و جریان نخبگانی آن را برای سالهای آینده دگرگون کند. راهاندازی مدارس استعدادهای درخشان (سمپاد) در این دو شهر، با پیگیری مستمر حسین امامیراد، نماینده مردم چناران، طرقبهشاندیز و گلبهار در مجلس و عضو کمیسیون آموزش، به ثمر نشسته است. این دستاورد، نشاندهنده عزم جدی برای ارتقاء سطح علمی و فراهم آوردن فرصتهای برابر برای استعدادهای درخشان در مناطقی است که پیش از این، از چنین امکانی محروم بودهاند.
رهبر انقلاب، در سخنان اخیر خود با فرهنگیان، مدارس سمپاد را “اوج عدالت آموزشی”معرفی کردند؛ جایی که دانشآموزان مستعد، نه صرفاً با آموزشهای معمول، بلکه با شناسایی بر پایه تواناییهای ذهنی و فرآیندهای هوشی، فرصتی متناسب با استعدادشان پیدا میکنند. این نگاه، بر مبنای همان منطقی است که کشور برای آموزش کودکان استثنایی به کار میگیرد، با این تفاوت که این بار، استعدادهای فوقالعاده به سطح بالاتری از آموزش هدایت میشوند. این تعریف، اهمیت دوچندان به نقش مدارس سمپاد در شکوفایی استعدادهای نهفته در سراسر کشور میبخشد و ضرورت بسط این مدارس به مناطق محرومتر را روشن میسازد.
پیگیری امامیراد دقیقاً بر همین محور استوار بوده است؛ شناسایی و ایجاد بستر ویژه برای دانشآموزانی که “از کتاب و معلم جلوترند. پیش از این، دانشآموزان نخبه منطقه ناچار بودند برای ورود به مدارس سمپاد به شهرهای مشهد یا قوچان بروند، که عملاً هم فرصتهای آموزشی و هم سهمیههای استخدامی به نفع این شهرها تمام میشد. این فاصله جغرافیایی و دسترسی محدود، شکاف نابرابری را در فرصتهای آموزشی تشدید میکرد. اما اکنون، با رسیدن آمار دانشآموزان پایه ششم پسر و دختر در چناران و گلبهار به حد نصاب ۳ هزار نفر، مدارس سمپاد پسرانه و دخترانه با ظرفیت ۵۰ نفر برای هر گروه در این دو شهرستان آغاز به کار کردهاند. این ظرفیت، هرچند محدود، نقطهی عطفی در فراهم آوردن دسترسی عادلانه به آموزش برای نخبگان منطقه محسوب میشود.
امامیراد که موفق شده ظرفیت و زیرساخت لازم را فراهم کند، معتقد است این اقدام، افزون بر ایجاد عدالت آموزشی، به “عدالت شغلی”نیز منجر خواهد شد. فارغالتحصیلان این مدارس، با قبولی در رشتههای کلیدی پزشکی، مهندسی، مدیریت و فرهنگی، جایگاههای مدیریتی و تخصصی را در آینده شهرستانهای خود پر خواهند کرد. به بیان دیگر، هر سمپاد یک “کارخانه تولید نخبه”است که سرمایه انسانی مورد نیاز برای مدیریت و توسعه منطقه را تأمین میکند. این چشمانداز، فراتر از صرفاً ارتقاء سطح علمی دانشآموزان، به پویایی اقتصادی و اجتماعی منطقه نیز گره خورده است. پرورش نخبگان در دل همین مناطق، انگیزه بازگشت و خدمت آنها را افزایش داده و از مهاجرت مغزها جلوگیری میکند، که خود گامی مهم در توسعه پایدار محسوب میشود.
بررسی مدارس استعدادهای درخشان ایران و جهان
بررسی تجربیات جهانی در زمینه مدارس استعدادهای درخشان، میتواند چارچوبی ارزشمند برای ارزیابی و بهبود مدلهای موجود و آینده مدارس سمپاد در ایران، بهویژه در مناطق تازه تأسیس مانند چناران و گلبهار، فراهم آورد. در این بخش، به مقایسه رویکردهای ایران با سایر کشورها میپردازیم.
ایران – سمپاد؛ شجرهنامه غولهای علمی کشور
با تأسیس دوباره سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان در سال ۱۳۶۶، نسلی از دانشآموزان نخبه وارد مسیری شدند که بعدها مدالهای جهانی، المپیادهای علمی و کرسیهای دانشگاههای طراز اول دستاوردش بود. سمپاد در ایران، از ابتدا با هدف شناسایی و پرورش دانشآموزان مستعد در رشتههای مختلف علمی، بهویژه علوم پایه و کامپیوتر، تأسیس شد. این سازمان با برگزاری آزمونهای ورودی سختگیرانه و ارائه برنامههای آموزشی فوقبرنامه، دانشآموزان را برای حضور در مسابقات علمی بینالمللی و ورود به بهترین دانشگاهها آماده میکرد. از تهران تا کوچکترین شهرهای کشور، سمپاد نماد فرصت برابر برای برترینها شد؛ هرچند در عمل، نبود امکانات در برخی مناطق و تراکم بالای داوطلبان در شهرهای بزرگ، این برابری را کمرنگ میکرد. بسیاری از چهرههای علمی برجسته کشور، فارغالتحصیلان سمپاد هستند که این سازمان را به “کارخانه تولید نخبگان”برای ایران تبدیل کرده است. حالا اما افتتاح سمپاد در چناران و گلبهار نمونهای از “بازگرداندن این برابری”به جایجای ایران است، تلاشی برای جبران کاستیهای گذشته و گسترش دسترسی نخبگان در مناطق کمتر برخوردار.
آمریکا – برنامههای Gifted & Talented؛ فرصت یا غربال طبقاتی؟
در ایالتهای مختلف آمریکا، برنامههای استعدادیابی از مسیر آزمونهای هوش، معرفی معلمان و حتی نظر والدین عمل میکند. نتایج علمی درخشان است، اما آمارها در طول دههها نشان داده است که دانشآموزان اقشار کمدرآمد و اقلیتهای نژادی، کمتر به این فرصتها دسترسی دارند. این برنامهها غالباً در مدارسی ارائه میشوند که زیرساختها و معلمان مجربتری دارند و هزینههای آن ممکن است برای خانوادههای ضعیفتر سنگین باشد. بسیاری منتقدان، این مدارس را “باشگاه خصوصی استعدادها با بودجه عمومی”مینامند، چرا که به جای ارتقاء سطح عمومی آموزش، دانشآموزان مستعد را از بدنه اصلی نظام آموزشی جدا کرده و به مسیری متفاوت هدایت میکنند که بیشتر برای طبقات برخوردار قابل دسترس است. این موضوع، بحثهای جدی درباره عدالت آموزشی و تأثیرگذاری این برنامهها بر شکاف طبقاتی در آمریکا را دامن زده است.
انگلستان – گرامر اسکولز؛ قدیمی اما جنجالی
تصور کنید در ۱۱ سالگی سرنوشت آینده تحصیلیتان با یک آزمون تعیین شود. این همان واقعیتی است که برای ورودیهای Grammar Schools در انگلستان اتفاق میافتد. این مدارس که سابقهای طولانی در نظام آموزشی بریتانیا دارند، با هدف شناسایی دانشآموزان مستعد در مقطع متوسطه اول (Key Stage 3) و ارائه آموزشهای پیشرفته به آنها تأسیس شدهاند. خروجیها عموماً پزشکان، وکلا و مدیران برجسته جامعه را تشکیل میدهند. با این حال، سهم کودکان از خانوادههای کمبرخوردار و اقشار ضعیف اقتصادی در این مدارس، همواره کمتر از ۳ درصد بوده است. این آمار، سوخت بحثهای داغ در مورد عدالت آموزشی و نیاز به اصلاح یا حذف این سیستم در بریتانیا بوده است. منتقدان معتقدند این مدارس، نه تنها به ارتقاء کلی نظام آموزشی کمک نمیکنند، بلکه شکاف طبقاتی را نیز تعمیق میبخشند.
فرانسه – لیسه و کلاسهای Préparatoires؛ سکوی پرتاب خاصها
در فرانسه، مسیر نخبهپروری بیشتر در “لیسههای ممتاز”(Grandes Écoles) و کلاسهای آمادگی کنکورهای مدارس عالی (Classes Préparatoires) جریان دارد. این مدارس و کلاسها، دانشآموزان را برای ورود به مدارس مهندسی، بازرگانی و مدیریت بسیار معتبر فرانسه آماده میکنند. دانشآموزان این مسیر غالباً از خانوادههای با سطح فرهنگی و اقتصادی بالایند، چرا که دسترسی به آموزشهای جانبی و آمادگی برای آزمونهای ورودی رقابتی، نیازمند منابع مالی و حمایتی قابل توجهی است. یک پژوهش نشان میدهد اگر شکاف آموزشی در فرانسه از دهه ۷۰ میلادی پر میشد، تولید ناخالص داخلی این کشور تا ۲۹۵ میلیارد یورو بالاتر میرفت. این موضوع نشاندهنده اهمیت توجه به توزیع عادلانه فرصتهای آموزشی برای بهرهگیری حداکثری از پتانسیلهای جامعه است.
روسیه – المپیاد به مثابه فیلتر ملی
در روسیه، ملیت با مدال طلا در المپیادهای علمی تعریف میشود. سیستم مدارس و باشگاههای المپیادی، استعدادها را از سالهای ابتدایی شناسایی کرده و آنها را در مسیرهای تخصصی پرورش میدهد. موفقیتهای روسیه در المپیادهای جهانی ریاضی، فیزیک، شیمی و کامپیوتر خیرهکننده بودهاند و این کشور همواره یکی از پیشتازان این عرصه محسوب میشود. با این حال، فشار روانی بسیار بالا بر دانشآموزان، رقابت شدید و گزینش محدود، انتقادهای جدی را برانگیخته است. این سیستم، هرچند در تولید نخبگان علمی موفق بوده، اما ممکن است سلامتی روانی و طیف وسیعی از استعدادهای غیرالمپیادی را نادیده بگیرد.
آسیا – کارخانههای نخبهسازی شرق
کره جنوبی: مدارس علوم پیشرفته (Science High Schools) با آزمونهای چندمرحلهای، مصاحبههای دقیق و ارزیابیهای مستمر، دانشآموزان نخبه را برای ورود به دانشگاههای معتبر و مشاغل مرتبط با علم و فناوری آماده میکنند. تمرکز بر آموزشهای عمیق و پژوهشمحور، این مدارس را به مراکزی برای پرورش نوآوران آینده تبدیل کرده است.
چین: پروژههای ویژه “دانشجویان جوان”(Young Students) یا مدارس تخصصی، دانشآموزان مستعد را از سنین پایین شناسایی و در مسیرهای علمی هدایت میکنند؛ گاه این فرآیند، کودکان را پیش از ۱۵ سالگی وارد دانشگاهها میکند. این رویکرد، با هدف تسریع در پیشرفت علمی و فناورانه کشور، به شکلی فشرده اجرا میشود.
ژاپن: ژاپن سیستم ملی متمرکزی برای مدارس نخبهپروری مانند سمپاد ندارد، اما با اتکا به مؤسسات آموزشی خصوصی بسیار قوی و رقابتی، که خود را برای آزمونهای ورودی دانشگاههای برتر آماده میکنند، به پرورش استعدادها میپردازد. تأکید بر انضباط، تلاش مستمر و آموزشهای فوقبرنامه، از ویژگیهای این سیستم است.
هند: هند برنامههای نوظهوری را در زمینه شناسایی و پرورش استعدادها آغاز کرده است، اما این برنامهها هنوز در آزمون عدالت اجتماعی و دسترسی برابر برای همه اقشار جامعه با چالش روبهرو هستند. تنوع فرهنگی و جمعیتی گسترده هند، چالشهای منحصر به فردی را برای اجرای مدلهای یکپارچه نخبهپروری ایجاد میکند.
اروپا – مدل آلمان؛ پرورش در دل مدارس عادی
برنامه “LemaS”(Leistung macht Schule) آلمان، رویکردی متفاوت دارد. به جای جدا کردن نخبگان در مدارس خاص، این برنامه سعی میکند استعدادهای درخشان را در همان مدارس عادی شناسایی و پرورش دهد. هدف اصلی این مدل، کشف استعداد در تمام سطوح جامعه، نه فقط در طبقه برخوردار، است. این برنامه با ارائه آموزشهای تخصصی و پروژههای پژوهشی در چارچوب مدارس معمولی، سعی در ایجاد فرصتهای برابر برای همه دانشآموزان دارد. هرچند، حتی این مدل هم هنوز در شناسایی فرزندان مهاجران و اقشار ضعیف که ممکن است فرصتهای یادگیری خارج از مدرسه کمتری داشته باشند، با چالش روبهروست.
چرا این مدارس برای چناران و گلبهار مهم است؟
ورود این دو شهرستان به باشگاه سمپاد کشور، یعنی قرار گرفتن روی نقشهای که از بوستون (آمریکا) تا بوسان (کره جنوبی) گسترده شده است. این رخداد، نشاندهنده گامی مهم در جهت بومیسازی مدلهای موفق نخبهپروری در مناطق کمتر توسعهیافته است. تجربه جهانی میگوید این مدارس، اگر واقعاً بر مبنای عدالت و دسترسی برابر عمل کنند، میتوانند موتور محرک توسعه محلی و ملی شوند. اقدام امامیراد، با هدف قرار دادن چناران و گلبهار در مسیر نخبگان، به دنبال این است که این مناطق را از حاشیهنشینی علمی به متن جریان نخبگانی کشور برساند. این امر، نه تنها کیفیت آموزش را در منطقه ارتقاء میبخشد، بلکه با ایجاد انگیزه برای استعدادهای بومی، به ماندگاری آنها در منطقه و کمک به توسعه اقتصادی و اجتماعی چناران و گلبهار منجر خواهد شد.
مدارس سمپاد، چه در ایران و چه در نمونههای بینالمللی، نقش بیبدیلی در پرورش نخبگان علمی، مدیریتی و فرهنگی ایفا میکنند. این مدارس، با ارائه آموزشهای پیشرفته و محیطی پویا، دانشآموزان مستعد را برای چالشهای آینده آماده میسازند و به آنها کمک میکنند تا به پتانسیل کامل خود دست یابند. اما درس بزرگ تجربه جهانی این است که عدالت در دسترسی، شرط اصلی موفقیت و پایداری این مدلهاست. بسیاری از سیستمهای نخبهپروری در جهان، به دلیل عدم توجه به اقشار کمدرآمد و مناطق محروم، به “باشگاههای انحصاری”تبدیل شدهاند که شکاف طبقاتی را تشدید میکنند.
و در پایان
اقدام حسین امامیراد در پیگیری و راهاندازی مدارس سمپاد در چناران و گلبهار، نه فقط پاسخی به ضرورت رفع محرومیت از این استعدادهای درخشان، بلکه الگویی است برای سایر مناطق محروم و کمتر توسعهیافته کشور. این رویکرد، نشاندهنده درک صحیح از نقش دوگانه مدارس سمپاد: پرورش استعدادهای درخشان و در عین حال، ارتقاء سطح علمی و فرصتهای شغلی در خود منطقه.
اگر این الگو با الگوگیری هوشمندانه از تجربیات موفق جهانی (مانند مدل آلمان در تلاش برای ادغام استعدادها در مدارس عادی یا استفاده از رویکردهای جامعتر شناسایی استعداد) همراه باشد، میتواند به نتایج پایدارتری دست یابد. هدف باید تنها جذب دانشآموزان برتر نباشد، بلکه باید اطمینان حاصل شود که این آموزشها منجر به توسعه پایدار منطقه، ایجاد فرصتهای شغلی متناسب با تخصص فارغالتحصیلان و در نهایت، کاهش مهاجرت نخبگان از این مناطق شود.
در نهایت، راهاندازی مدارس سمپاد در چناران و گلبهار، گامی مهم و امیدبخش در جهت تحقق عدالت آموزشی و ایجاد فرصتهای برابر است. موفقیت این طرح، نیازمند حمایت مستمر مسئولان، مشارکت فعال جامعه محلی و ارزیابیهای دورهای برای اطمینان از تحقق اهداف بلندمدت آن، بهویژه در زمینه عدالت شغلی و توسعه منطقهای، خواهد بود. این ابتکار، میتواند نقطه عطفی در تاریخ آموزشی و توسعهای خراسان شمالی و جنوبی و الگویی برای سایر نقاط ایران باشد.













با سلام
این خبرگزاری که زده شده فقط برای اقناع خلاف واقع مردم است،مگه نماینده شهرستان یا امام جمعه کارشون اینه بدون تو مجلس برای قیر و مدرسه سمپاد و ….
گول دارین میزنین مردم.
بنر میزنن تو سطح شهر ۸۸ میلیارد برای زیر ساخت خرج شده
جیب مردم داره خالی تر میشه
برین سمت این که شهرستان رو باور کنید از نظر اقتصادی اونو بنر کن
علوم هایتک و لبه تکنولوژی بیار دایر کن تو دانشگاه های این شهرستان این بنر کن
حال سمپادی شدیم تهش خروجیش چیه ؟؟؟
رسانه دولتی انتظاری ازت نیس
رسانه مردمی باید باشه