ساختار، چالشها و آینده آب در گلبهار و چناران
- شناسه خبر: 51488
- تاریخ و زمان ارسال: ۴ دی ۱۴۰۴ ساعت ۱۳:۲۴
- منبع: کلام تازه
- نویسنده: کلام تازه - ناصر خلقی

از دیدگاه هیدروژئولوژیکی، ارتفاعات شامل خطالراسهایی هستند که مسیلها، آبراههها و رودخانهها طبق یک شیب هیدرولیکی از آنها بهسمت گودی و نواحی پست دشتی و تا خطالقعرها ادامه مییابند. بنابراین با محدودهای روبهرو هستیم که از طریق آبهای سطحی در شروع دشت مشهد ورودی دارد و در انتها یک خروجی؛ اما این تعریف کاملی نیست، زیرا با ورودی یا ورودیهای متعدد زیرزمینی نیز مواجهیم و متقابلاً با خروجی آبهای زیرزمینی از دشت به محدوده مطالعاتی دیگر هم روبهرو هستیم.
محدوده مطالعاتی دشت مشهد بهصورت یک مورفولوژی بیضوی گسترده است که بالاتر از جعفرآباد قوچان آغاز میشود و تا حدود ۵۰ کیلومتری بعد از شهر مشهد، در مسیر جاده مشهد به دوراهی نریمانی، ادامه مییابد. به عبارتی در بالاتر از جعفرآباد با یک Hydrologic Divide یا گسست هیدرولوژیکی روبهرو هستیم و این بهمعنای آن است که پس از این گسست، با دشتی دیگر بهنام قوچان”شیروان مواجه میشویم و در خروجی دشت مشهد، دشت دیگری بهنام نریمانی”سلیمانی آغاز میگردد.
این دشت بزرگ از شمال توسط ارتفاعات هزارمسجد در زون زمینشناسی کپهداغ و در جنوب توسط ارتفاعات بینالود در زون زمینشناسی بینالود” البرز شرقی احاطه شده است. باید توجه داشت که مرزهای محدودههای مطالعاتی الزاماً با مرزهای تقسیمبندی سیاسی و کشوری منطبق نیستند؛ بهعنوان مثال بخشی از محدوده مطالعاتی مشهد در غرب در شهرستان قوچان، بخشی در جنوبشرقی در شهرستان نیشابور، بخشی در شهرستان چناران و بخش عمده آن در شهرستان مشهد قرار میگیرد.
در تعریف گستردهتر، حوضههای آبریز الزاماً با مرزهای شهرستانها و استانها منطبق نیستند. برای مثال، حوضه آبریز ۵۲ هزار کیلومتری ارومیه که در پستترین بخش آن دریاچه متأسفانه خشکشده ارومیه با وسعت ۵۲۰۰ کیلومترمربع قرار دارد، بین استانهای آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و کردستان گسترده شده است.
از دیدگاه هیدروژئولوژیکی، به دلایل مختلف، پرآبترین و مستعدترین قسمت دشت مشهد بین مشهد تا ۵۰ کیلومتر پس از چناران و پیش از شهرستان قوچان قرار میگیرد. رهکش اصلی این دشت رودخانه کشفرود است. اگرچه ارتفاعات کپهداغ در شمال و بینالود در جنوب این دشت وظیفه تغذیه جریانهای سطحی و رودخانهها را برعهده دارند، بیشترین سهم ورودی آبهای سطحی متعلق به رودخانههای فریزی، گلمکان، دولتآباد”اسجیل، مایان شاندیز، طرقبه، خیج و جمعاب است.
شهر گلبهار بهدلیل دارا بودن پتانسیل توسعه در حوزه توسعه شهری، مسکنسازی، ایجاد دانشکدههای مختلف، آبوهوای سالم و در آینده با احداث و بهرهبرداری از مترو مشهد”چناران”گلبهار، بهطور قطع به یکی از مراکز پرقدرت توسعهای در دشت مشهد تبدیل خواهد شد. وجود زیرساختهای منظم آبرسانی، فاضلاب، برق و گاز از یکسو و پتانسیل نسبتاً خوب آبی از سوی دیگر، این شهر را در آینده به یکی از قطبهای گردشگری استان خراسان رضوی بدل خواهد کرد.
با این حال، در حوزه تأمین آب پایدار “مانند دیگر بخشهای کشور و دشت مشهد” با چالشهای جدی روبهرو هستیم. چالشهایی نظیر:
1- توسعه پایدار گلبهار قابلتعریف بهصورت جزیرهای و جدا از توسعه پایدار دشت مشهد”چناران و بهویژه دومین کلانشهر کشور (مشهد مقدس) نیست. مشکلات تورمی، الگوی اقتصاد سیاسی معیوب که تنها بر تأمین مواد و ذخایر طبیعی به هر شکل ممکن تمرکز دارد و هدف غایی آن تأمین آب تحت هر شرایطی برای شرب، کشاورزی و صنعت است، بدون درنظر گرفتن توان اکولوژیکی دشتها، نمیتواند توسعه مناسبی رقم بزند. پاشنه آشیل این توسعه ناموزون، از میان رفتن منابع بهویژه ماده حیاتی “آب” خواهد بود.
بگذارید مثالی از عمق فاجعه بیان کنم: در حدود ۳۰ سال پیش، در مناطقی از دشت مشهد”چناران با حفر چاهی کمعمق به عمق ۳۰ متر، میشد آب شرب یا کشاورزی تأمین کرد. اما اکنون برای تأمین تنها یک شهر گلبهار، شرکت آب و فاضلاب استان خراسان رضوی دهها حلقه چاه با عمق ۲۰۰ تا ۲۸۰ متر حفر کرده، میکند و خواهد کرد. این یک فاجعه محیطزیستی است.
2- ضخامت لایه اشباع آب (Saturated Thickness) در دشتهای کشور، از جمله دشت مشهد، در هالهای از ابهام است. مصرفکنندگان “اعم از بخش کشاورزی که حجم بزرگ مصرف را دارد، و نیز شرب روستاها و شهرها و صنعت، عملاً نمیدانند ذخایر غیرقابلتجدید زیر پایشان در چه وضعیتی قرار دارد و چه زمانی به پایان خواهند رسید.
وزارت نیرو طبق قانون مکلف است با مطالعات دقیق زمینشناسی، رسوبشناسی، حفر چاههای اکتشافی دقیق(Exploration Wells)، هیدروژئولوژی، ژئوهیدرولوژی(Hydrology of groundwater)، سنجش از دور (Remote Sensing) و مطالعات ژئوفیزیکی، ضخامت اشباع آبخوانها و دشتهای کشور را اطلاعرسانی کند. در پهنه آبرفتی گلبهار که شهر گلبهار در آن قرار دارد، از این ضخامت بیاطلاع هستیم؛ به عبارتی از تولرانس سنگکف و هندسه آبخوان آگاهی نداریم.
3- چالش دیگر تأمین آب شرب، نهتنها برای گلبهار بلکه برای تمامی شهرهای ایران، تأمین آب ناپایدار و نامطمئن از منابع زیرزمینی و حفر چاه است. این عمل کاملاً غیرعلمی، بهدلیل دهها سال مدیریت غلط آب و خاک، این پهنهها را با خطر Subsidence و نشست روبهرو کرده است. پایین رفتن سالانه سطح آب زیرزمینی در دشت مشهد و ایجاد نشستها، که کانون آن در شمالغربی دشت مشهد است و بهتدریج به سمت شهر مشهد و از سوی دیگر از سمت چناران بهطرف گلبهار پیش خواهد رفت، تهدیدی جدی است.
جلوگیری از این پدیده آسان نیست و نیازمند تغییر الگوی مصرف آب، ابتدا در بخش کشاورزی که مسئول حدود ۹۰ درصد مصرف است، و سپس در بخشهای شرب و صنعت میباشد. اما در این میان با حلقه مفقودهای روبهرو هستیم: نبود تأمین حقابههای محیطزیستی.
طبق قانون، وزارت نیرو “بهعنوان متولی تأمین و انتقال آب” مکلف است بهترتیب آب شرب، حقابههای محیطزیستی، کشاورزی و صنعت را تأمین کند. اما دهها سال است تأمین حقابههای محیطزیستی چون رودخانهها، تالابها، برکهها، دریاچهها و جنگلها در برنامههای وزارت نیرو جایی ندارد. اگر قرار است گلبهار در آینده یک قطب زیستی مناسب باشد، باید حداقل ۴۰ درصد آب تجدیدپذیر خود را به طبیعت بازگرداند. این امر در هیچیک از نقاط ایران انجام نمیشود. احترام به حقابه محیطزیستی یک عمل لوکس نیست؛ یک ضرورت است.
4- چالش بعدی، تدقیق مناطق در معرض نشست در دشت از طریق زونبندی است. اگر انبوهسازی و برجسازی قرار است انجام شود، مطالعات مکانیک خاک و سنگ بهتنهایی کافی نیست. انجام مطالعات زمینشناسی مهندسی با تلفیق دادههای دقیق ژئوفیزیکی لازم است تا مناطق پهنه گلبهار از نظر خطر نشست و فرونشست زونبندی شود و سپس اجازه توسعه شهری و ساخت مستحدثات داده شود.
5- وزارت نیرو هرساله تعداد زیادی چاه، که بدترین روش تأمین آب پایدار است، در شهرهای کشور و از جمله گلبهار و چناران حفر میکند. این یعنی با دستان خود، “مزار” منابع زیرزمینی را عمیقتر میکنیم. اکنون چاههای آب شرب به عمق ۲۰۰ تا ۲۸۰ متر رسیدهاند و در آیندهای نهچندان دور، ممکن است دیگر به آب برخورد نشود.
6- شهر گلبهار از نظر لرزهخیزی جدا از سایر بخشهای دشت مشهد نیست و باید در ساختوسازهای مختلف این مسئله بهدقت رعایت شود. گسل شاندیز، نیشابور و خردهگسلهای اطراف ارتفاعات خیج و جمعاب بر سازهها اثرگذارند؛ بنابراین گسترش شهر در مناطق مرتفع توصیه نمیشود.
7- برخورد با سازندهای آهکی آبدار تنها در بخش غربی و شمالغربی و نزدیک به خیج و جمعاب امکانپذیر است. اگرچه پیشرفت کارستیشدن (Karstification) در این سازندها زیاد نیست و بهعنوان آخرین امید تأمین آب شرب مطرحاند، اما توصیه نمیشود. اگر برنامهای برای توسعه شهری و افزایش جمعیت در گلبهار وجود دارد، ابتدا باید حجم آب موردنیاز دقیق برآورد شود؛ چهبسا بهدلیل پایینرفتن سالانه سطح آب زیرزمینی و افزایش نشست اراضی، گلبهار امکان توسعه نداشته باشد.












