تجزیه، نفت و دیگر هیچ!
- شناسه خبر: 52466
- تاریخ و زمان ارسال: ۲۶ فروردین ۱۴۰۵ ساعت ۱۹:۳۳
- منبع: کلام تازه
- نویسنده: اتاق خبر کلام تازه

تحولات اخیر در منطقه خاورمیانه، به ویژه در قبال ایران، بیانگر یک استراتژی چندوجهی از سوی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی است که ریشه در اهداف خصمانه بلندمدت اقتصادی و امنیتی آنها دارد.
در فاصله زمانی کمتر از 9 ماه و دُرست در میانه مذاکرات ایران با آمریکا و در شرایطی که عمان به عنوان واسطه این مذاکرات، اعلام کرد که جمهوری اسلامی ایران، فداکارانه برای رسیدن به توافق، بسیاری از خواستههای خود را تعدیل کرده است، آمریکا و رژیم صهیونیستی که خود دارنده سلاح هستهای هستند، به بهانه واهی عدم دستیابی ایران به سلاح هستهای، آن هم در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران عضو رسمی NPT بوده و تاکنون طبق گزارشات رسمی، به تمامی قواعد IAEA پایبند بوده است، برای دومین مرتبه اقدام به حمله و تجاوز به تمامیت ارضی و حاکمیت ملی ایران نمودند و با نقض منشور ملل متحد و بدون هیچ مبنای حقوقی بینالمللی متوسل به استفاده از زور علیه جمهوری اسلامی ایران شدند و رهبر معظم انقلاب را به همراه جمعی از فرماندهان عالیرتبه نظامی و نیروهای نظامی، کودکان و مردم غیرنظامی به شهادت رساندند و صدها بیمارستان، مدرسه، ورزشگاه و منزل مسکونی و اخیراً زیرساختهای اقتصادی و عمرانی را مورد حمله و تخریب قرار دادند.
این در حالی است که طبق قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل توسل به زور، تنها در دو حالت امکانپذیر است: یکی در صورت مورد حمله قرار گرفتن و دفاع از خود و دیگری بر اساس تصویب شورای امنیت سازمان ملل که هیچکدام از این دو رخ نداده بود.
اما سئوال اصلی این است که انگیزه و هدف اصلی ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی از دشمنی با ایران و توسل به زور، تجاوز، ترور، کشتار و تحریم در قبال آن و تخریب گسترده زیرساختها، در طی 47 سال گذشته چیست؟
امروز برای همه روشن شده که جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، صرفاً به دلیل موضوع هستهای، مسائل منطقهای و محور مقاومت نیست؛ بلکه راهبردهای اقتصادی و امنیتی بسیار مهم در پس این تخاصم عمیق وجود دارد.
اهداف آمریکا از جنگ با ایران
استراتژی ایالات متحده در طول تاریخ، همواره بر محور تضعیف حاکمیت و چندپاره کردن کشورهای دارای ذخایر عظیم و بهرهبرداری از منابع طبیعی آنها بوده است. این رویکرد که از آن میتوان با عنوان «استثمار و استعمار نوین» یاد کرد، در دوره اخیر با تمرکز آشکار بر کشورهای منطقه خاورمیانه، شکل جدیتری به خود گرفته است و در مورد ایران، این اهداف عمدتاً بر محور دستیابی به منابع غنی نفت و گاز و همچنین تضعیف و تجزیه کشور متمرکز شده است.
بررسی سابقه تجاوزهای آمریکا به عراق، افغانستان، لیبی، ونزوئلا و… به روشنی حاکی از آن است که فروپاشی یا تضعیف درونی کشورهای بزرگ دارای منابع نفتی و معدنی در دستور کار حاکمیت آمریکا در ادوار مختلف بوده که در دوره اخیر، نقابها و سیاستورزیهای پُرحیله قبلی را کنار گذاشته و حاکمان فعلی ایالات متحده به وضوح و با وقاحت هر چه تمامتر بر دستیابی به منابع سایر کشورها و بویژه نفت، تصریح میکنند؛ همچنانکه ترامپ بعد از تجاوز به ونزوئلا و تسلط بر نفت آن، صراحتاً گفته است «گزینه مورد علاقه من تصرف نفت ایران است» و قبل از آن نیز به موضوع تجزیه ایران اشاره کرده و گفته بود «تضمین نمیدهم بعد از این جنگ، نقشه ایران مانند سابق بماند».
اگرچه که هیچگاه نظام سیاسی، اقتدار نیروهای مسلح و پایداری و آزادگی مردم ایران با هیچ کشور دیگری قابل مقایسه نیست.
باوجود آنکه آمریکا، از سال 2006، رسماً با هدف ساختگی «برقراری دموکراسی» به دنبال طرح «خاورمیانه جدید» است، اما «تجزیه» را صرفاً برای خاورمیانه نمیخواهد، آمریکا حتی اروپای متحد را هم برنمیتابد و آن را مانع انحصارطلبی، خودکامگی و یکجانبهگرائی خود قلمداد میکند، همچنانکه «کایا کالاس» مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا نیز اخیراً گفت: آمریکا به دنبال تکهتکه کردن این اتحادیه است.
امروز بیش از هر زمان دیگری چهره حقیقی آمریکا عیان شده و شکی نیست که این کشور، هیچ تعهدی به حقوق بشر و انسانیت ندارد و همه شعارهای توخالی و فریبنده آن صرفاً، ابزاری برای چپاول منابع دیگر کشورهاست و از کشتار بیرحمانه مردم بیدفاع و تجاوز به حاکمیت کشورهای مستقل، فروگذار نمیکند؛ گو اینکه این رخداد، بارها و بارها و به بهانههای واهی و ساختگی و در پوشش حقوق بشر، آزادی، برقراری دموکراسی، امنیت، مبارزه با استبداد و با سایر شعارهای انساندوستانه دروغین، در کشورهای مختلف تکرار شده است.
اهداف رژیم صهیونیستی از جنگ با ایران
اما ریشههای این استراتژی در سران اسرائیل به آرمانهای رژیم جعلی صهیونیستی، از جمله ایده «اسرائیل بزرگ» و طرح «ینون» برمیگردد. این موضوع فراتر از پروژه تأسیس دولت یهود در فلسطین بوده و بر کنترل منابع حیاتی منطقه (آب و خاک) و تضمین برتری استراتژیک اسرائیل از طریق تجزیه کشورهای همسایه به واحدهای کوچکتر قومی و مذهبی استوار است.
این راهبرد که در پرچم رژیم صهیونیستی نیز تجلی یافته، سرزمینی از رود «نیل» تا رود «فرات» و حتی فراتر از آن را در برمیگیرد و نه تنها یک آرمان ایدئولوژیک و تاریخی، بلکه بخشی از استراتژی کلان رژیم صهیونیستی برای تسلط منطقهای است. هدف، شکستن انسجام دولتهای بزرگ اسلامی و تبدیل آنها به واحدهای کوچک قومی و مذهبی است تا هیچکدام توان مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی را نداشته باشند.
در همین راستا، اسرائیل، از زمان پهلوی به دنبال تجزیه ایران بود و حتی طرح تقسیم کشور را به 6 کشور دیگر با قومیتهای مختلف مطرح ساخت و اخیراً نیز، مقامات اسرائیلی مکرر و صریح گفتهاند باید از طریق قومیتهای مختلف در ایران و تحریک آنها، جنگ داخلی در این کشور راه انداخت و ایران را از درون متلاشی نمود.
خیانتهای پهلوی در تجزیه ایران و خواب آشفته آمریکا برای بازگشت به قبل
در دوره پهلوی که حکومت دستنشانده و مطیعِ آمریکا و انگلیس مستقر بود، چندین منطقه راهبردی (دارای منابع نفتی و آبی) از خاک کشور به مساحت قریب به 60 هزار کیلومترمربع جدا و ایران ما کوچکتر شد: جدایی بحرین (1349)، واگذاری نواحی جنوب اترک به شوروی (1301)، ییلاق فیروزه به شوروی (1333)، نواحی مرزی شمال غربی به شوروی (1333)، کوهستان آرارات به ترکیه (1316)، اروندرود و مناطق نفتی بین قصر شیرین و خانقین به عراق (1316) و دشت نااُمید به افغانستان (1316).
اکنون نیز، اسرائیل و آمریکا به «رضا پهلوی» بازمانده شاه مخلوع و فراری به عنوان یک ابزار برای دوران آشوب و گذار مینگرند و زمانی که کشور تجزیه و چندپاره شود، دیگر این دست افراد کارایی نداشته و این گروههای شبهنظامی و قومیتی مثل «منافقین»، «الاحوازیه»، «جیشالعدل» و سایر گروههای معاند خواهند بود که نقش ایفا خواهند کرد.
این در حالی است که «جمهوری اسلامی» با تکیه بر اندیشههای فکری انقلاب اسلامی، رهبری شجاع و مسئولیتشناس، رشادتهای مجاهدانه مردم و جانفشانیهای نیروهای مسلح، هرگز یک نقطه از این خاک مقدس را واگذار نکرده و نخواهد کرد و جلوی هرگونه زیادهخواهی برای تجزیه کشور، با اقتدار و صلابت ایستاده است. آمریکائیها با رؤیای بازگشت به ایران، تجزیه آن و استیلا بر نفت آن، نزدیک به نیم قرن است که از هیچ جنایتی علیه ملت ایران، فروگذار نکردهاند، اما تاکنون به تعبیر رهبر شهید انقلاب، خواب آشفته آنان تعبیر نشده و انشاءالله بعد از این هم نخواهد شد.
خیالِ خام سوریهسازیِ ایران؛ اهدافی مهمتر و خطرناکتر از تغییر حاکمیت
آنچنانکه که گفته شد آمریکا و اسرائیل به دنبال فروپاشی حاکمیت کشورهای خاورمیانه و چند تکهکردن آنها هستند، سناریویی که به روشنی در سوریه در حال اجراست. در سوریه با رفتن «بشار اسد»، عملاً تغییر حکومت رقم خورد، اما سئوال اینجاست که اگر هدف صرفاً تغییر حکومت بود، چرا اسرائیل با حملات بعدی به تأسیسات نظامی آنجا و تسلیح گروههای شبهنظامی تعلیمدیده، ورود آنان را به این کشور تسهیل نمود؟
موضوعی که نشان از هدفی فراتر از تغییر حاکمیت، یعنی تجزیه و بیثباتی، دارد. با این وصف، ایالات متحده و اسرائیل به خیال خام خود و محاسبات اشتباه به دنبال اجرای چنین رویکری در ایران بودند.
تلقی آمریکا و اسرائیل این بود که بعد از شهادت رهبر معظم انقلاب و جمعی از فرماندهان عالی کشور، مردم برای براندازی حکومت وارد خیابانها میشوند، در حالیکه مردم وارد خیابان شدند، اما نه برای براندازی، بلکه برای حمایت از نظام و به این ترتیب نقشه تجزیه کشور، نقش بر آب شد.
از سوی دیگر، آمریکا و اسرائیل، با حملاتی که به زیرساختهای کشور و دستگاههای امنیتی و انتظامی و پایگاههای مرزی کشور میکنند و همزمان حمایت و تسلیح منافقین و گروههای کُرد و سایر شبهنظامیان در کشور، نشان دادند که تغییر حاکمیت، هدف اول آنها نیست بلکه به دنبال ایجاد آشوب، ناامنی و تضعیف توانایی ایران در حفظ تمامیت ارضی خود و مقابله با گروههای تجزیهطلب هستند وگرنه دلیلی ندارد که مرزهای کشور و پایگاههای پلیس و مرزبانی که برای پاسبانی از مرزها شکل گرفته است از بین برود…!
بنابراین، هدف نهایی، ایجاد جنگ داخلی، تضعیف نهادهای امنیتی و هموار کردن مسیر برای تجزیه ایران است. شکی نیست که تجزیه ایران، پیامدهای ویرانگری برای مردم در سراسر کشور به همراه خواهد داشت که شامل بحرانهای عظیم اقتصادی، اجتماعی، امنیتی، هویتی، مهاجرتی و زیرساختی میشود. در مقابل، این وضعیت برای رقبای منطقهای و قدرتهای جهانی، فرصتی بینظیر برای چپاول منابع و گسترش نفوذ سیاسی و اقتصادی فراهم خواهد کرد.
نتیجهگیری
مردم آگاه ما میدانند، نه آمریکا، نه رژیم صهیونیستی ذرهای به فکر مردم ایران نیستند و پس از چند دهه تحریمهای گسترده ملت ایران، حالا با تخریب زیرساختهای اقتصادی، علمی، عمرانی، بهداشتی، آموزشی و نظامی کشور و کشتار مردم غیرنظامی و شخصیتهای کلیدی نظام، به دنبال چیزی فراتر از تغییر حاکمیت هستند و آن، ویرانی و تجزیه ایران و غارت منابع زیرزمینی و روزمینی آن بویژه «نفت» و «گاز» بوده و برای دستیابی به این هدف، یک حکومت مقتدر یکپارچه، سد راه است.
البته آنها از توانمند شدن و اقتدار ایران و اینکه ایران، دست برترِ منطقه باشد و از تحرکات بیداری اسلامی در بِلاد و کشورهای مختلف، به تأسی از انقلاب ایران نیز، نگران و در هراس هستند.
اسرائیل و آمریکا به دنبال ایران ضعیف هستند نه یک ایرانِ قوی، توسعهیافته و مردمسالار و ایران ضعیف یعنی ایران تجزیه شده که از تمام نیروهای مخالف، برای ایجاد تنش و بحران در کشور برای فروپاشی حاکمیت بهره میبرد.
با این وصف، تغییر نظام در ایران، یک هدف دست چندم بوده و اهداف مهمتر و بیشتری از سوی این معاندین علیه ایران در حال پیگیری است. اما در مقابل، وحدت و اتحاد مردم بصیر و رشید ایران، عامل ماندگاری در نیمقرن گذشته بوده و توانمندی نیروهای مسلح و برتری موشکی ایران پیروزی بزرگی برای کشور فراهم ساخت و طرح براندازی و تجزیه ایران را شکست داد.
حسین امامیراد
نماینده مردم شریف چناران، طرقبهشاندیز و گلبهار در مجلس شورای اسلامی












