
عجیب ولی واقعی؛ ماجرای مرغی که ۱۸ ماه بدون سر زنده
داستان مایک، مرغ بدون سر، روز ۱۰ سپتامبر ۱۹۴۵ شروع میشود. در این روز، لوید اولسن و همسرش، کلارا، در مزرعه خود در حوالی شهر فروتا ایالت کلرادو مشغول بریدن سر مرغها بودند. اولسن سر مرغها را با یک ضربه تیشه قطع میکرد و وظیفهی همسرش هم تمیزکردن لاشهها بود؛ اما یکی از این ۴۰ یا ۵۰ مرغی که هرروز بهدست اولسن سر بریده میشدند، سرنوشت متفاوتی پیدا کرد.بهنقل از بیبیسی، تروی واترز، نوادهی این زوج که حالا در فروتا، زادگاهش، به کشاورزی مشغول است، میگوید: «آنها کارشان را تمام کردند؛ اما هنوز یکی از مرغها زنده بود. مرغ بلند شده بود و راه میرفت....



